نامه ای به استاد بزرگ به مناسبت عید غدیر خم

بنام خالق مهربانی‌ها و عاقد زیبایی‌ها

وَاخَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَحْتُکَ فِی اللَّهِ وَ عَاهَدْتُ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِیَاءَهُ وَ الْأَئِمَّةَ الْمَعْصُومِینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ عَلَى أَنِّی إِنْ کُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ الشَّفَاعَةِ وَ أُذِنَ لِی بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّةَ لا أَدْخُلُهَا إِلا وَ أَنْتَ مَعِی

الحمدلله الذى جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمه علیهم‌السلام؛
 چه بهانه‌ای باارزش‌تر از این روز خجسته؛ روزی که دینم برپیامبرم و نعمت‌هایش بر او و پیروانش به اَحسن وجه اِتمام و دوام یافت. روزی که شیرازه‌ی فرهنگِ ولایت‌خواهی و ولایت پذیری در دل شیعیان و محبان اهل بیت جوانه زد و پیمان گذاریِ اخوت و حلایت‌خواهی به عنوان رسمی میمون بینِ پیروانِ مهر و مهربانیِ این آیین‌الهی استقرار و استمرار یافت. فرصتی است مهیا و مجالی بِِه‌روز که از همه‌ی دوستان و همکاران عزیزم طلب حلیّت مجدد نموده و عقد محبتم را با آنان مجددا تجدید نمایم.

استاد بزرگ ....!
پیش از هرچیز:
این عید سعید؛ تجلی‌گاه اراده‌ی الهی، طنین صدای ملکوتی حضرت نبی در صحرای غدیر و تلاوت حقانیت امیرالمومنین(ع) در آسمانها و زمین را .... تبریک و شادباش عرض مینمایم.

جسارتِ مجدد در ارتباط‌گیری به شیوه‌ای خارج از عرفِ اداری را بر این حقیر ببخشید. این خود نشان از مدیریت علوی‌وار حضرتعالی است که کارکنان این نهاد فرهنگی، آسوده خاطر با شما طرح دغدغه نموده و شما برشنیدن خواسته‌ها و نیازهایشان شنوایید.
این عید سعید بهانه‌ای شد برای عرض ارادت و سپاسی مجدد محضرِ حضرتعالی و تیم مدیریتی شما که الحق و الانصاف عزم و همت‌تان بر رفع مشکلات جامعه‌ی کتابداری و کارکنان مجموعه به نیکی احساس میگردد. خداقوتی مجدد به شکرانه‌ی این تلاش‌ها و نویدِ این پیام که جوشش امیدوارانه‌ای در دل کتابداران و همکارانم احساس میشود. جوششی که امیدوارم با همراهی مستمر شما و همت ما کتابداران به غایت نهایی امر که پرورشِ جامعه‌ای کتاب‌خوان و کتاب‌دوست است، سرانجام یابد.

استاد معزز
احساس اینجانب این است که سوء‌تفاهمی به واسطه‌ی عملکرد پیشینم متوجه شما و تیم سیاست‌گذار نهاد گردیده این درحالی است که یقیناً نوع نگاه و بینش ذهنی و اعتقادی‌ام بیش از هر زمان دیگر با مدیران مجموعه‌ای که در آن خدمت میکنم هم‌فاز گردیده.  آنچه بود و جریان یافت چیزی جز نیتِ خیرخواهانه‌ی این حقیر نبود. خَلق آن ایده، فی‌نفسه چیزی جز تلاشهایم برای اعتلای بیش از پیش مجموعه نبود. دانشگاهی بود که درسها و تجربه‌های تکرار نشدنیِ فرآوانی در آن آموختم و بحمدالله از سرانجامش نیز پشیمان نیستم.
خلاصه کلام اینکه بنده به سربازی‌ام در این نهاد فرهنگی افتخار کرده، همواره به یاری دوستان و الگوگیری از بزرگان فرهنگی میهن‌ام و در راس همه‌ی آنها رهبر فرزانه‌ی ایرانِ اسلامی و تاسی از دلسوزی‌های بی‌مثالش در حوزه‌ی کتاب و کتابخوانی برمجهزشدنم به صلاح و دانش مدیریتِ فرهنگی کوشا خواهم ماند و تمام توانم را برای پیشبرد و تحقق فرمایشات ایشان به کار خواهم گرفت تا مفید و تاثیرگزار باشم.
و اینکه؛ هر چند مجالی برای دیدار حضوری حاصل نشد، اما ملتمسانه خواستار ارشادات و دعای خیر حضرتعالی هستم و اینکه امیدوار بمانم بر کاهش سنگینی دِینی که احتمالا از تضضیع حق شما به گردنم باقی است. 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید