سفرنامه قم و تهران: دیدار با رضا امیرخانی

بعد از عبرت گرفتنمان در موزه عبرت، آمدیم هتل. با بچه های پریشون هم اتاق شدم، چند ساعتی را قبل و بعد از نهار شده بدوم به شنیدن تعریفات و تمجیدات رئیس کازرون از خودش و کلاس رابط ایشان. بچه های بدی نیستند، انتخاب بدی نیستند برای یک شب هم اتاقی بودن.
عصر در زیرزمین هتل دیداری داشتیم با آقا رضا امیرخانی، نویسنده کتابهایی همچون ارمیا، من او، ازبه و قص الی هذا. پیش از حضور آقا رضا، علی آقا روی منبر رفت و گفت و شنیدیم از توصیفات ایشان در معرفی آقا رضا.
این عکسو به توصیه بچه ها از آقای قمی زاده گرفتم!:

آقا رضا وارد شد. بوی ادکلنش را زیاد شنیده بودم، کوله پشتیی همراهش بود، زیپ کوله پشتیش باز بود اما معلوم نبود داخلش چه خبره. تک پوشی به تن و پیروهنی با تکمه های باز روی آن. ابتدای کار گیج می زد، نمی دانست کجا آمده، برای چی آمده و از کجا شروع کنه. اما بعد از اینکه سرنخ به دستش رسید، شروع به تعریف و تمجید از کتابدارها و کتابخانه ها. از سفرش به آمریکا گفت و برخی ابتکارات کتابخانه های آنجا. بعد هم از وضعیت نشر کتاب در ایران انتقاداتی کرد. از ممیزی نهاد انتقاد کرد و محدود کردن افراد به مطالعه کتابهای خاص را شکنجه سفید نامیدند.

در مجموع شخصیت جالبی یافتم ایشان را. کشف جالبی برای من بود، ترغیب شدم کتابهایش را بخوانم. فکر میکردم با شخصیت بسته ای مواجه شوم که اصلاَ اینجور نبود. محور پرسش ها و تقاضاهای کتابداران هم مثل همیشه رفت به سوی مشکلات معیشتی و صنفی و از آقا رضا خواستن از کتابدارها بنویسند.

لینک های مرتبط:
1. سایت رضا امیرخانی
2. معرفی آقا رضا در ویکی پدیا

/ 0 نظر / 49 بازدید