خدا همین نزدیکی است . . .

گاهی وقتا ما آدما خیلی ساده از دور و برمان رد میشیم. خیلی چیزها رو نمی بینیم یا خودمان را عادت به ندیدنشان کرده ایم. بعضی وقتا خیلی چیزها هست که هر روز بارها و بارها از کنارش رد شده ایم ولی نمی فهمیم چی میگن. فکر میکنیم حتماً به زبان آدمیزادی حرف بزنن تا منظورشان را بفهمیم. غرور و خودبرتربینیمان چشمانمان را کم سو کرده.
چند روز پیش یه گل خوشکل رو دیدم که از لابلای سنگ های حیاط خونه حمید اینا زده بود بیرون. شاید بارها از روش رد شده باشیم، با ماشین لٍهَش کرده باشیم اما صداشو نشنیده باشیم.

بَستر رشد و شکوفایش مهیا نبوده یعنی پول قلمبه یا ارث بابا پُشتش نبوده. شرایطشو نداشته اما رشد کرده و هم خودش یه چیزی شده هم اینکه دیگرون رو در داشته هاش سهیم کرده. تنها به خاط اینکه بذر خواستن داخل وجودش بوده و هدفشو میشناخته. حالا نباید ما آدما از بعضی چیزا خجالت بکشیم . . .

/ 0 نظر / 79 بازدید