تلنگر: باید پوست بیندازد این شهر افسرده و پیر!

چند روزی دور از جهرم بودم. روز سه شنبه با سه هدف تجارتی، سیاحتی و اداری راهی پایتخت شدم. ساعت 6:30 رسیدم آرژانتین. دو سه ساعتی دور و اطراف آرژانتین چرخ میزدیم تا شرکت زوبین باز بشه، کارم که با زوبین تمام شد، زدیم به دل شهر. نهار رو داخل پارک دانشجو زیر سایه تئاتر شهر، در محفلی تمام فرهنگی خوردیم! تهران شهر هنرمندان است! همه بازیگرن، مردمانشان همه، داخل نقش هاشون جاموندن و شُوی چند میلیونی رو، همه روزه اجرا میکنن.
چند ساعتی میهمان ذاکری نشینان! بودم و با چندتایی از آنها که سرشان بر تنشان می ارزید دیدار داشتم. نکات مثبت و منفی تازه ای دستگیرم شد. اما برآیند قضیه مثبت بود. نمی دانم اما امیدوارم تاثیرگذار و مفید باشه کارها و نقشه هام و استقلالم به خطر نیفته و وارد زمین بازیی نشوم که دوست ندارم داخلش بازی کنم، خصوصاً بعد از سوغاتی، که فردای امروز بهم دادن(یول). آخه تنها هدف من اصلاح ماجرا است (نه تخریب یا توجیه کار). قرار بود با رئیس اعظم هم دیداری داشته باشم که بخاطر درگیریشون به کارهای دیگه، شرایطش فراهم نشد. راستی شیخ محسن و مرکزنشینانِ هم استانی هم همین دور و برآن. دوست ندارم چشمم به چشمشان بیفته.
عصر رهسپار اجرای ماموریت دوم و هدف اصلی این مسافرت شدم. شهرستان قدس از توابع شهر کرج مقصد بعدی ما بود. دوتا خط مترو عوض کردیم و یک خط اتوبوس. حدود دوبرابر جهرم جمعیت داره، شهر قدس به لطف رشد روستای قلعه حسن خان و ادغامش با سرخه حسار، کاووسیه، شهرک بهشتی و مهاجر پذیریش العان حدود سیصدهزارتایی جمعیت داره.

شهرستان قدس

دوستانمان را در یک مجموعه ورزشی ملاقات کرده و دستگاه لیزرشات را برایشان نصب کردیم. بعد وارد فاز سوم ماموریتمان که جنبه تفریحی و ایده یابی بود شدیم. داخل ایستگاه اکباتان(ارم سبز)، حسین هم بهمون ملحق شد تا جنسمان جورتر شود. شام را داخل شهربازی پارک ارم خوردیم.

    دلم گرفت وقتی شادابی بچه سوسول های تهرانی رو سوار بر انواع و اقسام دستگاه های مهیج شهربازی دیدم! نه به خاطر شادابی پارک ارم یا زیبایی پارک ملت، بلکه به خاطر مظلومیت و محرومیت بچه های شهر خودم که مجبورن خودشان را با وسایل از رده خارج شهربازی(شهر افسردگی) سرگرم کنند و داخل پارکهای بی آب و علف شهر دنبال هم بدوند.    

تعارف ندارم، عاشق جهرمم، برای برگشتن به جهرم لحظه شماری میکردم. اما به محض ورود جهرم را شهری افسرده و پیر دیدم.(ناراحت) نمیگم جهرم باید مثل تهران باشه، شهربازیش مثل اِرم باشه، پارکاش مثل ملت و لاله باشه، ایقدر واقع بین هستم که تمام پارامترهای شهری را ببینم. اما شادابی شهر، ربطی به این چیزا نداره. جهرم شادابی نداره و از مدیریت خوش فکر بی بهره است. جهرم نیاز به تبدیل نسل در مدیریت و اجرای امور شهری داره. جهرم باید پوست بیندازه. باید فکر جوان اداره شهر را به دست بگیرد نه عده ای هوچیِ مصلحت ندان!

/ 0 نظر / 16 بازدید